تبليغاتX
> گلبوی بهاری---Golbu

درزمانی خیلی دور که هنوز پای بشربرروی زمین با ز نشده بود،

 روزی از روزها فضیلت ها و رذیلت ها دور هم جمع شدند.

ذکاوت گفت: بچه ها بیایید قایم باشک بازی کنیم

دیوانگی فریاد زد: آره قبوله، من چشم میذارم

چون کسی نمیخواست دنبال دیوانگی بگردد، همه قبول کردند

دیوانگی چشمانش را بست و شروع به شمردن کرد:

یک...دو...سه...چهار...........

همه دنبال جایی بودند تا قایم شوند

نظافت دوید و ازشاخ ماه آویزان شد

خیانت خودرا داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد

اصالت به میان ابرها رفت

وهوس سوی مرکز زمین به راه افتاد

دروغ که میگفت به اعماق کویر خواهد رفت به قعر دریا رفت

طعم داخل یک سیب سرخ جا گرفت

حسادت هم رفت داخل یک چاه

دیگر همه قایم شده بودند و دیوانگی داشت همچنان می شمرد

هفتاد و سه...هفتاد وچهار....هفتاد و پنچ

اما عشق سرگردان مانده بود و نمیدانست کجا برود. این تعجب آور

نیست، زیرا عشق نمیتواند براحتی خودرا قایم کند

شمارش دیوانگی به 100 نرسیده بود که عشق رفت و وسط دسته ای

گل رز نشست

دیوانگی فریاد زد: دارم میام...دارم میام...

 
تنبلی که اصلا تلاشی برای قایم شدن نکرده بود، در همان اول کار

دیده شد. بعد هم نظافت را یافت و آرام آرام نوبت دیگران رسید ولی

از عشق خبری نبود.خلاصه دیوانگی  که دیگر خسته شده بود

حسادت حسودیش گرفت و یواشکی در گوش اوگفت

عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است

دیوانگی با هیجان زیاد شاخه ای از درخت کند و آنرا با تمام قدرت

توی گلهای رز فرو کرد. صدای ناله ای بلند شد.عشق از داخل شاخه ها بیرون آمد

دستهایش را جلوی صورتش گرفته بود و از میان انگشتانش خون می چکید

دیوانگی با شاخه درخت چشمان عشق را کور کرده بود. دیوانگی که بشدت

دست پاچه شده بود با شرمندگی گفت: حالا من چیکار کنم؟چی از دست من

ساخته است؟چطور میتونم جبرانش کنم؟

عشق جواب داد: مهم نیست دوست من. تو دیگه نمیتونی کاری بکنی.فقط ازت

خواهش میکنم که ازین ببعد یار من باشی، همه جا همراهم باشی تا راه راگم نکنم

واز همان روز است که عشق و دیوانگی دست در دست هم به احساس تمامی آدم

های عاشق سرک می کشند

……………………….

این داستان را دوستم ف-فلاحت پرور ایمیل کرده بود

با سپاس از ایشان

 

نوشته شده توسط هادی در جمعه سیزدهم آذر 1388 ساعت 16:6 | لینک ثابت |

 

قارانلیغین ایچینده ن

سنی سسله دیم.

سن سیزلیگ ایله یئل ایدی

پرده نی آپاران.

**

کده رلی سما دا

بیر اولدوزیانئردی

بیر اولدوز گئدیردی

بیر اولدوز ئولوردی

**

سنی سسله دیم ، سنی سسله دیم

وارلیقیمین هامئسی

بیر پیالا سود تک

اووجومدا ایدی،

آیئن ماوی باخئشی

جام لارا دگیردی

**

ئوردا، گئجه نی باشدان باشا

سینه مین ایچینده

بیریسی کده ردن

تووشه ییردی،

بیریسی ایاغا دوروردی،

بیریسی سنی ایسته ییردی،

ایکی دانا سویوق ال

اونی قیته ریردی

**

گئجه نی باشدان باشا

اوردا

قارا بوداقلاردان

بیر کده ر یاغئردی،

بیریسی اوزون دن قالیردی،

بیریسی سنی ایسته ییردی،

هاوا،

بیر یئخئلان دام تک،

اونون باشنا ئوچوردی

**

منیم بالاجا آغاجیم

یئله وورولموشدی

یوردسئز یوواسئز یئله

**

هاردادی یئلین ائوی؟؟

هاردادی یئلین ائوی؟؟

..........

فروغ فرخزاددان

تورکی یه کوچرولموش

 

نوشته شده توسط هادی در دوشنبه دوم آذر 1388 ساعت 20:32 | لینک ثابت |

برنامه ای قوی برای دور زدن فیلتر سرعت خوبی داره با پورت 8081 کار می کنه شما می توانید با ست کردن آی پی و پورت برنامه براحتی از آن در تمام برنامه ها استفاده کنید

جی تونل یک نرم افزار عبور از فیلترینگ هست که با مخفی نگه داشتن آی پی کاربر دسترسی آزاد و امن کاربران به اینترنت را فراهم می کند
این نرم افزار پروتکل های HTTP/Socks5 را ساپورت می کند و کاربران به راحتی می توانند به سایت های که از این تکنولوژی ها استفاده می کنند دسترسی داشته باشند
از طریق جی تونل می توانید به اسکایپ نیز دسترسی داشته باشید ، سرعت این نرم افزار بسیار خوب است و در شرکت های سرویس دهنده اینترنتی که فیلترینگ شدیدی اعمال می کنند نیز جواب می دهد

http://islamtxt.persiangig.com/GTunnel.exe

http://depositfiles.com/en/files/3gselixt9

 

 

نوشته شده توسط هادی در شنبه سی ام آبان 1388 ساعت 22:59 | لینک ثابت |
آخرین نسخه آزمایش شده نرم افزار اولترا سورف

دانلود کنید

The Latest Version of Ultra Sorf

U96C

Executable File

نوشته شده توسط هادی در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ساعت 21:24 | لینک ثابت |
 

 Parviz Meshkatian

خموشی خنیاگر بزرگ

********

 ای دوست وقت خفتن و خاموشی ات نبود-- وزاین دیار دور فراموشی ات نبود

تو   روشنا سرود وطن بودی و  چو آب – با خاک تیره روز هماغوشی ات نبود

میخانه ها زنعره تو مست می شدند    –رندی حریف مستی و می نوشی ات نبود

سهراب اضطراب وطن بودی و کسی – زینان ، به فکر داروی بیهوشی ات نبود

درپرده ماند  نغمه ی   آزادی وطن   – کاندیشه جز به رفتن و چاووشی ات نبود

درچنگ تو " سرود رهایی " نهفته ماند – زین نغمه ، هیچ گاه فراموشی ات نبود

ای سوگوار صبح نشابور سرمه گون – عصری چنین  سزای سیه پوشی ات نبود

                                                          محمد رضا شفیعی کدکنی

********

افسانه ی حیات

54سال پیش،گلی از خاک پاک رندان سینه چاک،نشابور، لبخند به هستی زد.

رنگ و بوی عطار،خیام.......و اخوان ثالث داشت. با هنر موسیقی بالیدن

 آغازید.خنیاگری با آتشی در دل،که خورشید بدو رشگ می برد.............

.............پرویز مشکاتیان

نخستین کار هنری اش را در5سالگی در جمع خانواده و دوستان اجراکرد.

 درخشش هنری اش در دبستان نوید نبوغ اورا میداد. 13ساله بود که اولین

 کنسرت خودرا در رامسر به جوانان عرضه داشت.

درسال1353تحصیلات عالی را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

 آغازید.در20سالگی نخستین آهنگهایش را ساخت.آنگاه به"مرکز حفظ و

 اشاعه موسیقی ایرانی"راه یافت هنرمند ما در 30 سالگی درخشان ترین و

 ماندگارترین تصانیف و آهنگهای تاریخ معاصرموسیقی ایران را از خود به

 یادگار گذاشت .درجریان انقلاب همراه دیگر اساتید موسیقی زبان مردم شد.

 مردمی که رهایی از ستم تاریخی را از گلوی خونین فریاد میکردند

درسال63 با "افسانه" دختر استاد شجریان ازدواج کرد."آوا و آئین" دو یادگار

 این پیوندنافرجام هستند

درپائیزحیات،بیداد روزگاران فرسوده اش کرد.هنرمندی که در اوج خیزشهای

 آزادی خواهانه مردمی،آثار آتشین اش راه انقلاب را روشن میکرد،  به همین

 گناه منزوی شد،دلش شکست.سیاستهای غیرمردمی متولیان دولتی فرهنگ و

هنر این سرزمین کمرش راخم کرد.با تنی فرسوده،روحی خسته،طنزی تلخ و

 کلامی گزنده در محاق سکوت و انزوافرو رفت.به طوری که درین 5ساله

کسی سراغش را نگرفت.تا سرانجام در 54سالگی که گاه اوج همت وآفرینش

 انسانی است، ازمیان مردمش رفت ورخ درنقاب خاک کشید

.........

.....

امشب همه غم های عالم را خبرکن

بنشین و با من،گریه سرکن

ای میهن انبوه اندوهان دیرین

*******

ویژگیها

****

خنیاگر کوچه باغهای نیشابور،همچون دیگر هنرمندان متعهد میهن مان زائیده

 رنج روزگارخود بود و مشتاق گذار از طوفانها برای نیل به تعالی

در پس رخسار آرام اش تلاطم و شورشگری نهفته بود.روحش آزاد

 و سالطه گریز بودروادار و باگذشت بود.پیوسته در رویاروئی با

 ناملایمات میگفت:"ببخش وحتما فرامش کن،زیرا اگر فرامش نکنی،

 بخشودن نمیتوانی".از خیالی ظریف، نگاهی تیز و عمیق وگوشی

 فوق العاده حساس برخورداربود.فراگیری اش بی نظیر بود.هرچیز

 را خیلی زود فرا میگرفت، از درون خود عبورش میداد،پدازشش

میکردوبا آرایشی نو تحویل میداد. ملودی ها که از صافی ضمیرش

 میگذشتند به چیزی دیگر و نوبدل میشدند ،به فرهنگ و تاریخ ادبیات

 ایران عشق می ورزید. به فلسفه هم علاقه داشت.با شعرا،نویسندگان

و روشنفکران مدنی دوست بود. "دوست مداری" و "مهرورزی بی

 شائبه" پرویز زبانزد بود ،بطوری که در رفتار با دوستان یکدل، با

 بیرنگی و بی ریایی از خود بیخود میگشت .در کوران مبارزات

 اجتماعی، ساز را به سلاحی اثر بخش بدل کرد. همچنان، دل در گرو

آزادی و سعادت مردم و ارتقا فرهنگ ملی داشت که ناگاه  درغم

 مردمش جان باخت

******

ذوق آفرینش

***

ذات آتشین هنر گرما بخش حیات است.بویژه هنری که توام با نبوغ

و سرشار از ذوق باشد .پرویز ادراکی درونی و طبیعی در فهم ردیف

 داشت.با کوک های ویژ اش که ظرافت و دقت شنوایی اش را به

 مصاف می طلبید،صدای اسزرا حالتی دیگرگونه می بخشید،جلوه های

خلاقیت هنری او در مقام تکنوازی سنتور و سه تار، مخصوصا در

 بداهه نوازی نمود بارز می یافت. شیوه تلفیقی موسیقی و کلام وی به

 گونه ای بود که شنونده را در عین درست شنیدن کلام، به ذات و

 معنای آن و احساس سراینده اش نزدیک میکرد.ازین رو که پرویز

 تاریخ سیار شعر پارسی بود.تشخیص اینکه شعر زبان اوست و یا

 زبان او شعر است امکان نداشت.

بدین ترتیب پرویز برای سومین بار بعد از حبیب سماعی وپایور مکتب

 صبا، سنتوررا برتارک سازهای موسیقی ایرانی نشاند.ذوق هنریش چنان

 بود که استاد احمد عبادی پس ازشنیدن"مژده بهار"ش گفت:

"هر هنرمند و آهنگساز،آنچه را که در چنته داشته ، در دستگاه شور

 ریخته است،دستگاهی که مشگل بتوان درآن کار بدیع،خلاق،نو و

 مبتکرانه عرضه داشت.ساخته های پرویز درین اثر باشکوه، خصوصا

 زیر و بم های ملودیک و ترکیب ضرب های نامتعارف آن هم بدیع

است و زیبا و هم نو است و پر محتوا"

***********

چاوشی در جنبش احیاء

**********

غیرازهنر که تاج سر آفرینش است – دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست

کار استاد مشکاتیان صرفا کارهنری شخصی نبود.بلکه یک راه بود.

راهی که ضرورت مقابله با تاثیرمخرب موسیقی بیگانه، رواج ابتذال

در موسیقی و خواست تعالی فرهنگ اصیل ایرانی موجدش بود. راه

جنبش احیای موسیقی ملی و انطبا ق آن با فرایند پویشگر اجتماعی.

جنبش احیا ی موسیقی اصیل ایرانی در فاصله سالیان 40تا50 با فعالیت

استاد نورعلی برومند در دانشگاه تهران ومرکز حفظ و اشاعه موسیقی

ملی آغازید.استاد برومند برای این منظوراساتید دیگری همچون جلیل

شهنازی،فروتن و هرمزی را،که شرایط اجتماعی آن روزگاران به انزوا

شان واداشته بود،به یاری طلبید.این ادامه دهندگان راه عارف قزوینی،

ملک الشعرای بهار، علینقی وزیری، میرزاده عشقی، امیرجاهد و .....

چندی بعد  حلقه ی چاووش بنیاد نهاده شد که درراس آن استادان بزرگی

مانند لطفی، علیزاده و مشکاتیان می درخشیدند. کانون اقدام به تشکیل

گروه های هنری شیدا(راه لطفی) و عارف(راه علیزاده و مشکاتیان) نمود

فعالیت این گروهها موجب شکوفایی هنری، نام آوری و مقبولیت سترگ

اجتماعی هنرمندانی همچون محمدرضا شجریان،شهرام ناظری، ایرج

بسطامی و.....شد.

نگرش اجتماعی—سیاسی هنرمندان چاووش، در فرایندهای نوین جامعه

آنرا به جریا ن غالب هنری تبدیل نمود،که آثارمیمون آن در حرکتهای

آزادیخواهانه مردم ایران نمود یافت.

*********

آثار

*******

گل عزیزست غنیمت شمریدش صحبت

 که باغ آمد ازین راه و ازآن خواهد شد

*****

زیباترین آهنگهای مشکاتیا ن، آنهایی هستند که برای محمدرضا شجریان

ساخته شده اند. بی خود نیست که عده ای معتقدند، شجریان کاشف مشکاتیان

بوده است، دریغا که جدایی، فرایند همکاری این دو نابغه را گسیخت.....

ازپرویز آثار بسیاری همچون تنظیم و تدوین20قطعه برای سنتور،سرودها

و آهنگهای حماسی و انقلابی، که علاوه بردارا بودن بار اجتماعی مانند بیداد

ستیزی و مردم دوستی،ریشه درخاک فرهنگ اصیل ایرانی دارد، به یادگار

مانده است. مانند:

(رزم مشترک)،(ایرانی) ،( ژاله خون شد)،(لاله ی بهار)،(مراعاشق چنان باید)

و.........وآهنگ اجرا نشده و نشرنایا فته ای که روی شعر"عقا ب" استاد پرویز

ناتل خانلری ساخته است

آری، پرویز مشکاتیا ن،با تن خسته و دل شکسته از میان مردمش رفت

برماست که صحبت دیگر اساتید  هنر ملی مان، از جمله لطفی، شجریان،

علیزاده، ناظری و ....را در زمان حیات شان، چون گل عزیز داریم و غنیمت

بشمریم

********

****توضیح: جانمایه این یادواره را از کلام عزیزانی چند ازجمله: محمدرضا لطفی

محمدرضا درویشی، محمدرضا شفیعی کدکنی، پرویز کلانتری، دکتر صادق طباطبایی

شاهرخ تویسرکانی و ... به عاریت گرفته ام

 

 

 

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 17:3 | لینک ثابت |

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»

اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند:
« پدرسوخته ی ملعون دروغ می
گوید. مُرده !»

مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش می
بریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!»

..........

منبع:با اجازه دوست عزیزم شاندل

http://shaandel.over-blog.com/

نوشته شده توسط هادی در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 0:13 | لینک ثابت |

 

http://tbn1.google.com/images?q=tbn:6JghXEqJlh4UUM:http://img31.picoodle.com/img/img31/8/6/7/f_Shahriar1m_543f94d.jpg 

 

شعر نستالژیک چاپ نشده ای اززنده یاد استاد شهریار

به زبان ترکی آذری

*******

یئغدی خیر و برکت، سفره سین، احسان ایله گئتدی

امن آمان لیق دا یوکون باغلادی، ایمان ایله گئتدی

به ی،خان اولمازسا، دییه ردیک اولاجاق کندیمیز آباد

او خراب کدده، ولاکین،ائله به ی خانیله گئتدی

سیلو دایر اولالی،هرنه دگیرمان یغشئلدی

آمما، خالیص، تمیز ئون لاردا، دگیرمان ایله گئتدی

مستبید سلطانی سالدوق،کی اولا خلق میز آزاد

سونرا گوردوق کی آزادلیق دا،او سلطانیله گئتدی

بیر بلی قوربان اولوب ایندی بیزه مین بلی قوربان

آمما خلعت وئره ن اول بیر بلی قوربان ایله گئتدی

دوز مسلمانه دیه ردیک قولاغی توکلی دی بد بخت

ایندی باخ گورکی، او دوزلوک ده، مسلمان ایله گئتدی

وئرمه!"صابر" دئدی،اول دولما فسنجانی، آخوندا

آغزمئزدان دا داد،اول، دولما فسنجان ایله گئتدی

دئدیک : انسان میز آزدیر، هامی انسان گره ک اولسون

آمما انسانلیقمزدا، او آز انسان ایله گئتدی

بوقدردفتر و اسناد ایله،بیر حقه چاتان یوخ

حق وره نلر پیتیگی، میرزه قلمدان ایله گئتدی

بیزه بیر دین قالا بیلمیشدی مئراث، بیرده بو ایران

دین گئدینده دئدی: تک گئتمره م،ایران ایله گئتدی

ایسته دیک قانلا یوواق، اولکه میزین لککه سین،آنجاق

اولکه میز،خالیص،ئوزو، لککه اولوب، قان ایله گئتدی

یورقانی اوغری قاپاندا، دئدی ماللا نصراددین:

نی له سین؟چئلپاق ایدی، اوغری دا یورقان ایله گئتدی

هاوا انسانی بوغور،باش باشا گاز کربنیک اولموش

یئلده اسمیر، ائله بیل، یئل ده سلیمان ایله گئتدی

سو کرج ده ن، کلر ایله گه لی، بیر پاسلی دمیرده

گوره سن،شاه سویی،سرچشمه، نه عنوان ایله گئتدی

تورکی اولموش قدغن، دیوان مئزدان دا خبر یوخ

شهریارین دیلی ده، وای دییه، ایمان ایله گئتدی

 

نوشته شده توسط هادی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 ساعت 20:9 | لینک ثابت |

http://thm-a03.yimg.com/image/351dd0cffdfbfa26

Ralativitiy Theory(3)

***********

نسبیت انشتاین به زبان ساده(3)

********************

--- یک جسم چگونه حرکت می کند؟

..........

"تغییر مکان یک جسم در فضا" امری است نسبی.وقتی از تغییر

مکان یک جسم در فضا سخن می گوییم، منظورمان این است که

صرفا، فاصله آن جسم از دیگر اجسام تغییر می کند. اگر حرکت

یک جسم را از نقاط گوناگون ، که موقعیت نسبی متفاوت دارند

مشاهده نماییم، می گوییم که "حرکت" آن جسم تغییر می کند

سنگی که از هواپیمای درحال پرواز رها می شود، نسبت به خود

هواپیما مسیر مستقیم و نسبت به سطح زمین مسیر منحنی(شلجمی

شکل) طی می کند

--- سنگ چگونه سقوط می کند؟

............

ما درک اندکی ازین امر داریم، همچنانکه از زاویه دید مربوط به

ماه،وقتی یکبار از روی زمین و بار دیگر از روی کره ای دیگر

به آن بنگریم. شکل هندسی خط منحنی مسیر حرکت یک جسم، به

همان اندازه ی تصویر یک ساختمان نسبی است. درست به هما ن

ترتیب که می توان تصاویر یک ساختمان را از سمت های مختلف

تهیه کرد، منحنی های مختلفی نیز از نقاد گوناگون مسیر سقوط

یک سنگ از هواپیما می توان بدست داد

--- آیا همه نقطه نظرات با یکدیگر معادل اند؟

............

اگر هنگام مشاهده حرکت یک جسم در فضا، علاقه خودرا محدود

به بررسی مسیر گلوله ای( خط منحنی که جسم در مسیر آن حرکت

می کند) بکنیم، بطور ساده می توانیم نقطه دیدی برای خودمان

انتخا ب کنیم

یک عکاس  خوب برای تهیه یک عکس  بیش از هر چیز  به

 کامپوزیشن ای که بتواند نهایت زیبایی را بنمایاند، توجه دارد، در

صورتی که علاقه ما در امر مطالعه حرکت یک جسم گسترده تر

از آن است

ما نه تنها می خواهیم مسیر گلوله ای حرکت یک جسم در فضارا

بدانیم، بلکه  مسیر آنرا نیز  در حالات مختلف   پیش بینی نما ییم

 به دیگر سخن، علاقه داریم که قوانین حاکم بر حرکت جسم را

بدانیم، قوانین که جسمی را وا میدارند تا در این یا آن مسیر به

حرکت درآید. وقتی نسبیت حرکت را ازین منظر به آ زمایش می

کنیم، در می یابیم که تمامی موقعیت ها در فضا با هم معادل اند.

اگر از یک عکاس بخواهیم که از ما عکسی برای کارت شناسایی

بگیرد، عکا س از چهره مان عکسبرداری خواهد کرد، نه پشت

سرمان.از انواع مختلف موقعیت های ما نسبت به عکا س، موقعیتی

مورد نظرماست که وی بتواند چهره کامل مارا مشاهده نماید

 

نوشته شده توسط هادی در جمعه نهم مرداد 1388 ساعت 22:47 | لینک ثابت |
http://thm-a03.yimg.com/image/dbe281b206fa6a9a

einstein relativity theory

تئوری نسبیت انشتاین- بزبان ساده(2)

********

-- نسبی بودن از مطلق بودن نتیجه میشود

-- آیا تصورات"بالا" و "پایین" مطلق اند یا نسبی؟

پاسخ بشر به سوال یاد شده در زمانهای مختلف متفاوت بوده است. در

عصری که بشر، زمین را به شکل کلوچه مسطحی می پنداشت و کرویت

آن اثبات نشده بود، سوی"بالا" در نظرش مفهومی مطلق داشت. بشر

تصور میکرد که سوی عمود"یگانه" است و در تمامی نقاط سطح زمین

"یکی" است. به این دلیل سخن گفتن از"بالای مطلق" و "پایین مطلق"

طبیعی به نظر میرسید

پس از کشف "کرویت زمین" تصور انسان از"سوی بالا" و خط عمود فرو

ریخت. کرویت زمین نشان داد که خطوط عمود بر نقاط مختلف از سطح آن

باهم متفاوت اند.به این ترتیب تصورات"بالا" و "پایین"، جز در مواردی که

نقطه ای بر روی سطح زمین معین و مشخص شده باشد، معانی خود را از

دست داد و نسبی بودن آنچه که مطلق انگاشته میشد،آشکار گردید

در سرتا سر کیهان"سوی بالا" ( جهت عمود) یگانه منحصر به فرد وجود

 ندارد. لذا متناظر با هر جهتی در فضا، نقطه ای بر روی کره زمین میتوان

یا فت که در آن نقطه جهت مورد نظر عمود(سوی بالا) باشد

تا ریخ علم نشان میدهد که درک انسان از نسبی بودن بالا وپایین چندان هم

ساده نبوده است، گرچه امروزه وضوح این امر بر همگان بدیهی است و

شبهه ای در آن نیست

معمولا مردم تمایل دارند به نظریاتی که" نسبیت" آنها از تجارب روزمره

 شان حاصل نمیشود مفهوم" مطلق" بدهند( مثلا در موارد"راست" یا "چپ")

درین جا بهتر است به این ایراد بی معنی قرون وسطی در باره کرویت

زمین اشاره شود که :" اگر زمین کروی شکل باشد، انسان چگونه بر روی

آن به صورت وارون(کله پا) راه میرود؟!"

اساس اشتبا ه آنها این بود که نسبیت جهت عمود(سوی بالا) را که از کرویت

زمین ناشی میشود، نادیده میگرفتند

اگر نسبی بودن جهت عمود را در نظر نگیریم، مثلا آن را در شهر تهران

مطلق فرض کنیم، طبعا مردم شهر نیویورک باید به نظر مردم تهران کله پا

راه بروند و بعکس.

درین خصوص تناقضی نیز وجودندارد، چون جهت عمود در واقع تصوری

است نسبی ، نه مطلق.همچنین به نسبی بودن جهت عمود وقتی میتوان پی برد

 که دو نقطه بر روی کره زمین به فاصله دور از هم ، مثلا یکی در تهران

 و دیگری در نیویورک، واقع شده باشند. چون اگر دونقطه را خیلی نزدیک

به هم در نظر بگیریم، مثلا دو نقطه در شهر تهران، خطوط عمود به آنها

عملا موازی هم به نظر میرسند، که این امر شائبه " مطلق" بودن سوی بالا

را ایجاد میکند.

مثالهای بالا نشان میدهد که بسیاری از تصورات ما در زندگی روزمره نسبی

هستند و آنگاه دارای معنی و مفهوم خواهند بود که حالت هایی برای بررسی و

مشاهده شا ن معین کرده باشیم. به دیگر سخن" انسان در عالم نسبیت ها

زندگی میکند "

 

 

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 ساعت 23:15 | لینک ثابت |
Einstein shook the foundations

تئوری نسبیت انشتاین به زبان ساده(!)

******

نوشته: ال – لاندو، و یو- رومر

برگردان: جما ل طا هر

.........

بخش نخست:

آیا هر آنچه که انسان بیان میکند دارای معنی است؟

چنین امری امکان ندارد.زیرا هر قدر هم که بخواهیم کلمات را دقیقا

بر اساس دستور زبان بهم پیوند دهیم، در بعضی موارد ممکن است

کاملا بی معنی از آب در آید. مثلا این گزاره" آب مثلثی شکل است"

از حیث دستور زبان  صحیح است ولی کاملا بی معنی است

**

راست یا چپ؟

خانه شما در کدام سمت خیابان واقع است؟

پاسخ به "جهتی" وابسته است که برای خیابان در نظر بگیریم"جهت نسبی"

به عنوان مثال: عبارت "کناره راست رودخانه" صحیح و با معنا ست.چون

جریان آب ، جهت رودخانه را نشان میدهد

خلاصه، تصورات ما از کلمات "راست" و "چپ" نسبی است و هنگامی

معنی دارد که جهت مشخصی در نظر گرفته شود

**

اکنون، روز است یا شب؟

پاسخ سوال بسته به موقعیت مکانی ما روی کره زمین  نسبت به خورشید است

اگر در مکانی که ما درآن قرار داریم روز باشد، در نقاط دیگری از کره زمین

شب است. به همین سادگی میتوان پذیرفت که تصورات ما از کلمات شب و

روزهم نسبی است و هنگامی معنی دارد که به مکان خاصی بر روی زمین

اشاره شود

**

 این جسم بزرگتر است یا آن یکی؟

دوجسم هم اندازه و هم شکل که در فواصل نا مساوی از یک ناظر خارجی واقع

باشند، در اندازه های متفاوت دیده میشوند، که هیچیک ازین دو اندازه، اندازه

واقعی اجسام نمیباشند، بلکه اندازه آن اجسام تحت( زوایای دید) متفاوت است

البته، سخن گفتن از اندازه زاویه ای جسم، بی آنکه آنرا به صورت نقطه بسیار

کوچکی در فضا تصور کنیم، بی معنی است

مثلا: این ادعا که"فلان برج تحت زاویه 45 درجه دیده میشود" معنی دار

 نیست، بلکه عبا رت " برجی که در فاصله 100 متری ناظر واقع است

تحت زاویه 45 درجه دیده میشود" صحیح و با معناست. و نشان میدهد که

بلندی برج نیز 100 متر است( فاصله ناظر تا برج و ارتفاع برج  دو ساق

متساوی مثلث راست گوشه است)

هیچ چیز جز نسبی بودن، مطلق نیست

...........

اگر نقطه دید ناظر خارجی تغییر جزیی کند،اندازه های زاویه دید هم به مقدار

خیلی کم تغییر میکند. بدین علت است که اندازه گیری زاویه ای در علم کیهان

شناسی بکار میرود. مثلا، نقشه های ستاره ای کیهانی به کمک فواصل زاویه

ای بین ستارگان تهیه میشود(زوایایی که ناظر  روی زمین، ستاره هارا تحت

آن ها می بیند)

علیرغم حرکت ناظر بر روی زمین و علیرغم تغییر نقطه دید ناظر، ستاره ها

همیشه در یک و همان فاصله از هم دیده میشوند.زیرا فاصله بین ناظر روی

زمین و ستارگان خیلی زیاد و غیر قابل تصور است، به طوری که فواصل طی

شده بوسیله ناظر بر روی زمین از نقطه ای به نقطه دیگر، در مقایسه با فاصله

او تا ستارگان بینهایت کوچک و قابل صرفنظر کردن میباشد. بنابرین میتوان

فاصله زاویه ای را فاصله نسبی تلقی کرد

 در نتیجه حرکت زمین به دور خورشید نیز، اندازه زاویه ای خیلی جزیی تغییر

خواهد نمود که بایستی مورد توجه قرار گیرد. هرگاه نقطه دید ناظر از روی

زمین به ستاره ای دیگر مثل ستاره شعرای یمانی انتقال یابد، تمامی اندازه های

 زاویه ای تغییر خواهد کرد. بدین ترتیب ستارگانی که قبلا خیلی دور ازهم به

نظر میرسیدند، نزدیکتر مشاهده خواهند شد و بالعکس. در نتیجه نقشه ستاره ای

کیهان اساسا عوض خواهد شد

نوشته شده توسط هادی در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 15:39 | لینک ثابت |